خرمشهر كانون اصلی جبهه‌های نبرد با بعثيون متجاوز در تاريخ حماسه دفاع مقدس ملت ايران به‌شمار می‌رود.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) در خرمشهر، خرمشهر كانون اصلی جبهه‌های نبرد با بعثيون متجاوز در تاريخ حماسه دفاع مقدس ملت ايران به‌شمار می‌رود. صدام معدوم بهانه‌ آغاز جنگ را در كنار خرمشهر، اروندرود قرار داد.

بعثی‌ها فتح خرمشهر را رسيدن به جزيره آبادان می‌دانستند. در محاسبه ارتش بعثی عراق گرفتن خرمشهر مشكل تصرف همه اروند به نفع عراق را تحقق می‌بخشيد، به علاوه ايران از دسترسی به مهم‌ترين بندر خود كه شريان حياتی اقتصادی اين كشور به‌شمار می‌رفت محروم می‌شد.

در اين نگاه طمع‌كارانه ارتباط مواصلاتی خرمشهر به اهواز مركز استان خوزستان نيز مورد توجه جدی قرار گرفته بود.

برای آنها از سوی ديگر آبادان كانون نفت و بسياری از ثروت‌های ديگر كه سرپل دهانه اروندرود و ورود به خليج فارس محسوب می‌شد و امتداد اقتدار بعثی‌ها را در اين مرز آبی، خاكی تأمين می‌كرد يك برگ برنده محسوب می‌شد.

«نادر دريابان» پژوهشگر دفاع مقدس با برشمردن اين مقدمه در ادامه می‌گويد: در استراتژی صدام معدوم خوزستان و بويژه خرمشهر، آبادان و اهواز كانون پيروزی بر حكومت نوپای اسلامی ايران به‌شمار می‌رفت.

صدام كه با شعار ناسيوناليسم عربی به قدرت رسيده بود با اتكا به پيشينه نظاميانی همچون «عبدالكريم قاسم» كه ادعاهای ارضی عليه ايران و كويت را پس از سرنگونی رژيم سلطنتی در عراق مطرح كرده بود، كار را برای توجيه در حمله به ايران به‌ويژه تصرف منطقه حساس خرمشهر آسان‌تر كزده بود.

ماجراجويی رئيس‌جمهوری دو ساله عراق در درگيری‌های مرزی باقوای ايرانی و خلق جريان موسوم به ناسيوناليسم عربی در اين منطقه حساس(خرمشهر) به بهانه وجود قوميت عرب در جنوب، مركز و غرب خوزستان، دندان طمع اين متجاوز را تيزتر از هميشه برای اجرای مقاصد شوم خود كرده بود.

به‌علاوه اينكه صدام با داشتن ثروت عظيم نفت در عراق ارتشی را ميراث‌دار شده بود كه 60هزار مستشار روسی در آن خدمت می‌كردند و نزديك به سه ده بود كه در حالت آماده باش و آمادگی قرار داشت.

اين پژوهشگر دفاع مقدس می‌افزايد: صدام معدوم با سوء استفاده از موقعيت پيش آمده پس از پيروزی انقلاب اسلامی در ايران و از هم‌پاشيدگی ارتش و تشنج‌های بسيار در مركز قدرت سياسی و بروز بحران‌های امنيتی در مناطق قوميتی و مرزی ايران و شكست طرح‌های آميركا برای مقابله با نظام انقلابی نوپای ايران كه پشت‌سر امام خمينی(ره) قرار داشت، ضمن اعلام آمادگی به‌قدرت استكباری آمريكا برای حمله به ايران براين موضوع نيز اصرار كرد كه اين تهاجم از خرمشهر و منطقه اروندرود انجام گيرد و برای همين نيز كنفرانس بزرگ خبری برپا كرد و در مقابل چشمان مردم منطقه و عراق و جهانيان، قرار داد 1975 الجزاير را پاره كرد.

دريابان در ادامه گفت: ارتش عراق برای گرفتن خرمشهر حداقل هشت‌ماه مانور جنگی را پشت‌سر گذاشته بود. آنها با استفاده از برخی از عوامل مزدور داخلی مرتباً وضعيت مرزبانی لشگر92زرهی خوزستان ر كه يك تيپ آن مأمور حفاظت از خرمشهر و نوار مرزی منطقه خرمشهر و شلمچه بود را رصد می‌كردند.

در گزارش‌های ارتش عراق آمده است: با دستورات بنی‌صدر و هرج و مرج در ارتش ايران، راننده‌های تانك‌‌های تيپ خرمشهر به شهرهای خود منتقل شده‌اند و اين اميدواری وجود دارد كه توانايی استفاده از جنگ‌افزارهای موجود در خرمشهر هيچگاه اتفاق نيفتد.

ارتش عراق به همين علت‌ها با آغاز تابستان 1359 درگيری‌های مرزی را در پاسگاه‌های مرزی شلمچه با قوای ايرانی به‌ويژه پاسداران سپاه خرمشهر آغاز كرد. اين نبردها سرآغاز تجاوزی بود كه در 31شهريورماه 1359 به‌صورت همه جانبه از حاج‌عمران در مابل پيرانشهر ايران آغاز و تا آب‌های خليج‌فارس ادامه و شدت داشت.

پژوهشگر خوزستانی دفاع مقدس می‌افزايد: دردناك‌ترين ارتش بعث خرمشهر به‌عنوان شاه كليد محسوب می‌شد برابر اسناد به دست آمده آنها از اينكه بتوانند مبدأ راه‌آهن جنوب ايران و يكی از مهم‌ترين فرودگاه‌های ايران و بندر بزرگ خرمشهر كه بسيار ثروتمند نيز بود را به‌علاوه پالايشگاه بزرگ آبادن تصرف كنند بايد قدرت خود را در معركه ورودی شلمچه به‌رخ می‌كشيدند و به‌همين دليل درگيری‌های مرزی با سپاه خرمشهر در خين و حدود و ديگر نقاط خرمشهر از ابتدای تابستان 1359آغاز شد و اين درگيری‌ها پس از يك دوره ناآرامی در شهرها‌ی خرمشهر، اهواز و آبادن بود كه با حملات تروريستی عوامل بعثيون كليد خورده بود.

تئوری ارتش عراق اين بود كه بايد فضای ناپايدار امنيتی قبل از شروع جنگ به اين سه شهر و به‌ويژه خرمشهر تحميل شود تا حتی شهروندان بومی با عدم احساس امنيت رفته‌رفته اين شهر و آبادان را ترك كنند.

در سندی كه از ارتشبد ستاد «حسين فردوست» يار غار شاه و رئيس بازرسی كل شاهنشاهی بدست آمده است، وی در اواخر دهه چهل در نامه‌‌ای به شاه در خصوص خرمشهر می‌نويسد: ارتش بعثی عراق با ارسال غير قانونی اسلحه به داخل خوزستان و به‌ويژه خرمشهر قصد تحريكاتی را در اين استان دارد و به دليل وجود بندر حساس خرمشهر كه نبض وارادات و صادرات كشور است پيشنهاد می‌شود بندر امام(شاهپور سابق) به‌عنوان بندر مادر ايران به سرعت تجهيز شود.

به‌علاوه فرماندهان نيروی دريای شاه به وی متذكر شده بودند كه ناوچه‌های تندرو اوزای عراق يك ارابه جنگی خطرناك رد شمال غرب خليج‌فارس عليه منافع ايران و نيروی دريايی ايران محسوب می‌شود.

اين اسناد به خوبی نشان می‌دهد فرهنگ پان‌عربيسم ناصری و اراجيف گويی‌های امثال عبدالكريم‌قاسم و سياسته‌های كينه‌توزانه انگليس همواره چشم طمع به اين نقطه استراتژيگ داشته است كه اكنون باروی كار آمدن ديوانه‌ای بنام صدام در عراق و با تحريكات آمريكا زمينه اجرای آن فراهم شده است.

دريابان می‌افزايد: در ديداری كه حجت‌الاسلام و‌المسلمين «مسيح مهاجری» مديرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی، از شلمچه كرد، از او در خصوص بازديد آيت‌الله «هاشمی‌رفسنجانی» رئيس وقت مجلس شورای اسلامی از خرمشهر دوماه قبل از شروع حملات گسترده دشمن بعثی پرسيدم.

وی گفت: فرماندهان سپاه خرمشهر از آغاز جنگ خبر دادند و درگيری‌های مرموزی را جدی گزارش كردند.

دريابان اضافه كرد: ضمن اينكه بسياری از مردم آبادان و خرمشهر با چشمان خود از فروردين 1359 شاهد عمليات مهندسی ارتش عراق در ساحل اروند و نوار مرزی بودند، همچنين تلويزيون عراق مرتباً فيلم‌های نظامی مربوط به ارتش بعث را پخش می‌كرد و فضا در خرمشهر باتمام اوضاع اوضاع تشريح شده برآن دورمی‌زد كه جنگی كه آتش آن زير خاكستر است آغاز شده است.

اين محقق حوزه دفاع مقدس در ادامه می‌گويد: اگر در همان روزهای آغازين تابستان گردم 1359 با تقويت قوای مرزی خودی روبرو بوديم و يا اسكادرانی از واحدهای كايتوشا و يا هلی‌كوپترهای كبرا در منطقه بود.

ارتش عراق به هيچ عنوان نمی‌توانست خرمشهر را در نبردی دوماهه به تصرف خود درآورد. مقاومت دست خالی مردم مؤيد اين مطلب است كه عراق در محاسبات نظامی خود دچار اشتباه شده بود.

آنها عامل جمعيتی را در نظر نگرفته بودند و همين مسئله اگرچه تلفات سنگينی به‌غير نظاميان خرمشهری وارد كرد اما ماشين جنگی بی‌رحم صدام معدوم را چند هفته پشت دروازه‌های خرمشهر متوقف كرد تا هم عراق در پيشروی خود ناكام بماند، هم نيروهای بيشتری را برای تصرف خرمشهر متمركز كند.

آيت‌الله «سيد‌ابوالحسن نوری» امام جمعه جانباز خرمشهر نيز بر هيمن موضوع تأكيد دارد كه جنگ در خرمشهر قبل از 31شهريورماه 1359 آغاز شده بود.

وی خرمشهر را خاكريز اول دفاع مقدس توصيف می‌‌كند . می‌گويد خرمشهر تخريب شد تا ايران بماند، يادمان نرود كه خرمشهر ثروتمندتريت شهری بود كه به‌دست دشمن افتاد.

آنها برای خرمشهر خواب‌ها ديده بودند و اداعی ماندن در اين شهر را می‌كردند كه به لطف روردگار و رهبری امام، تمامی اين خيال‌پردازی‌ها نقش بر آب شد.

وی اعتقاد دارد كه دفاع خرمشهر در مهرماه 1359 و مقاومت قبلی آن در تابستان 59 و همچنين هفته اول آبان‌ماه اين سال مانع سقوط جدی جزيره آبادان و سپس شهرهای مهم اهواز و ماهشهر و بندر امام شد.

آيت‌الله نوری بر اين نكته تأكيد دارند كه اولين‌های جنگ را بايد در خرمشهر جست‌وجو كرد و در حاليكه صدام آغاز رؤياهای خود را با خرمشهر می‌ديد.

همين خرمشهر بسترساز سقوط ارتش متجاوزش شد بطوريكه به فرماندهانش گفت: شما زن هستيد و بايدبا لوازم آرايش خود را بزك كنيد.

داستان حماسه بلند خرمشهر كه يادآور مقاومتی سترگ در برابر حيوان‌ترين انسان نماهای معاصر است با جمله زيبای امام خمينی(ره) كه خرمشهر را خدا آزاد كرد و جمله زيبای شهيد شاهد «بهروز مرادی» شهيد دشت شلمچه از ديار درس و ميز و مدرسه خرمشهر و مسجد جامع كه خرمشهر، جمعيت 36 ميليون نفر به زيبنده‌ترين دفتر افتخارات ملت ايران می‌رسد و يا شهيدان تا ابد در لوح آن محفوظ و سربلند است.