قهرمان مهار استاكس‌نت در سايت «مصطفای شهيد» معرفی می‌شود



  سايت «مصطفای شهيد» با طراحی متفاوت و جذاب با مطالب مختلفی از زندگی شهيد مصطفی احمدی روشن و رويدادها و بازتاب‌های پس از شهادت ايشان به نشانی mostafayeshahid.ir قابل مشاهده است.


به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، سايت «مصطفای شهيد» با مطالبی همچون فيلم كامل ديدار خانواده شهيد با مقام معظم رهبری، اخبار روز شهادت از خبرگزاری‌های خارجی، وداع با مصطفی در معراج شهدا، سخنان سعيد حداديان در ارتباط با اين شهيد، مصطفای دانشجو، شهيد احمدی‌روشن سربازی شايسته برای وطن بود، مشروح ديدار صميمی اصحاب رسانه با خانواده شهيد مصطفی احمدی‌روشن به روز شده است.

همچنين ديگر مطالبی چون خط قرمز مصطفی «حضرت آقا» بود، همه كارهايش را برای رضای خدا انجام می‌داد، جمهوری اسلامی ايران متهم به ترور مصطفی احمدی‌روشن شد!، نقش شهيد احمدی‌روشن در طراحی موشك‌های حماس و وقتی قهرمان مهار Stuxnet استاكس‌نت 70 درصد حقوقش را نذر كرد از ديگر مطالبی است كه در سايت مصطفای شهيد، آمده است. پيشخوان، خبر، خاطره، نمايش، دست‌نوشته، دلنوشته، تصاوير منتشر نشده شهيد به همراه خاطرات، نامه‌ها و دست‌نوشته‌های وی از بخش‌های مختلف سايت مصطفای شهيد به شمار می‌رود.

يكی از ويژگی‌های سايت مصطفی شهيد، پربار بودن مطالب و جذابيت سايت است كه دست‌اندركاران امر توانسته‌اند با شيو‌ه‌های نوين، اين مطالب را در سايت بارگذاری كنند. زمانی كه سايت را مشاهده می‌كنيم، گلچينی از مطالب در صفحه اصلی سايت قابل مشاهده است. بخش‌های مختلف اين سايت، نشان از اهميتی است كه طراحان سايت در معرفی ابعاد مختلف شخصيت اين شهيد به خرج‌ داده‌اند، چرا كه تلاش شده است تا هرآنچه كه بايد درباره اين شهيد دانست در اين سايت بارگذاری شود.

گفتنی است، اين وبسايت به نشانی www.mostafayeshahid.ir به همت جمعی از دانشجويان و جوانان علاقه‌مند به آن شهيد، طراحی و 21 دی‌ماه در اولين سالگرد عروجش راه‌اندازی شده است.

در بخشی از اين مطالب آمده است: درباره شهيد جاويد، مصطفی احمدی‎روشن، حرف برای گفتن بسيار است. اين‎كه از خانواده‎ای زحمت‎كشيده شهرستانی آمد و در دانشگاه شريف درس‎خواند و جهد كرد و پی دنيا نرفت؛ اينكه مسئوليت‎‎های دولتی را نپذيرفت و بر جهاد هسته‎ای اصرار داشت. اينكه ‎حجب و حيائش بی‎نظير بود؛ اينكه احترام ويژه‎ای به پدر و مادر می‎گذاشت كه به‎نظرم رمز ماندگاری اوست؛ اينكه توسل خاصی به حضرت زهرا(س) داشت اين‎كه احساس می‎كرد رهبر انقلاب به مسأله هسته‎ای عنايت دارند و لذا اين عرصه را با همه سختی‎ها و دوری ممتد از خانواده انتخاب كرد و ر‎ها نكرد.

شهيد روشن، برخلاف شهدای گذشته هسته‎ای،‎ نه دكتر بود و نه استاد دانشگاه؛ او دانش‎آموخته‎ای از خيل دانش‎آموختگان مهندسی شيمی دانشگاه شريف بود كه پس از فارغ‎التحصيلی با موقعيت‎شناسی دقيق وارد صنعت هسته‎ای كشور شد و با تمام توان و انرژی در اين صنعت حساس و حياتی فعاليت ‎كرد. مصطفی پس از ورود به اين صنعت، فعاليت خود را از سطوح پايين سازمان آغاز و بتدريج با توجه به تلاش و شايستگی درخور توجه خود، درجات ترقی را طی كرد و در جايگاه معاونت بازرگانی سايت نطنز قرار گرفت.
برای مشاهده اينجا را كليك كنيد!

«سيده طاهره هاشمی» شهيد شاخص سال 92 شد

رئيس بسيج جامعه زنان كشور از انتخاب سيده طاهره هاشمی به عنوان شهيد شاخص سال 92 خبر داد.

مينو اصلانی، رئيس بسيج جامعه زنان كشور در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، از انتخاب «سيده طاهره هاشمی» به عنوان شهيد شاخص سال 92 خبر داد و افزود: طاهره دختر 14 ساله‌ای‌ بود كه در شورش‌هايی كه توسط نيروهای كومونيستی در شهر آمل رقم زده شده بود به شهادت رسيد.

رئيس بسيج جامعه زنان كشور با اشاره به نامه سيده طاهره هاشمی به شخص كارتر، رئيس جمهور وقت آمريكا عنوان كرد: ايشان در آن نامه‌ زيبا آورده بودند كه ما را از تحريم اقتصادی نترسانيد، اگر ما را تحريم كنيد ما روزه خون می‌گيريم؛ ايشان با ادبيات 14 ساله خود مسائل اقتصادی را به گونه‌ای مطرح می‌كنند كه شايد امروزه در عرصه نبردهای اقتصادی بسيار مفيد باشد.

وی در ادامه سخنان خود افزود: هم اكنون دست‌نوشته‌های بهره‌مند از بصيرت، موقعيت‌شناسی و طرح بسيار عميق در حوزه اخلاقی مطرح است كه از اين نوجوان 14 ساله انتظار نمی‌رود چنين قلم روانی داشته باشد، طاهره همچنين كاريكاتورهای بسيار معناداری را بر عليه رژيم صهيونيستی طراحی كرده است كه به زودی در اختيار رسانه‌ها قرار خواهد گرفت.

شهيد طاهره هاشمی در سال ۱۳۴۶ در بانو محله آمل به دنيا آمد در تاريخ ۶ بهمن ۱۳۶۰ در درگيری بين مهاجمان جنگلی و مردم، در جمع آوری كيسه شن، دارو و غذا و … سر از پا نمی‌شناخت و خستگی برايش معنی نداشت تا اينكه به ديدار خدايش شتافت و به آرزويش كه همانا شهادت در راه معبود خود بود رسيد.

مهلت ارسال آثار به جشنواره خاطره‌نويسی دفاع مقدس خوزستان تا 20 بهمن‌ماه؛تمديد شد

مهلت ارسال آثار به سومين جشنواره خاطره‌نويسی دفاع مقدس خوزستان تا 20 بهمن‌ماه تمديد شد.

بتول دوست‌علي‌وند، مدير ادبيات و انتشار اداره كل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس خوزستان در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه خوزستان، اظهار كرد: پيش از اين مهلت ارسال آثار به سومين جشنواره خاطره‌نويسی دفاع مقدس خوزستان «باب الفتح» 30 دی‌ماه اعلام شده بود كه تا 20 بهمن‌ماه همزمان با سالروز عمليات غرورآفرين والفجر 8 تمديد شد.

سومين جشنواره خاطره‌نويسی دفاع مقدس خوزستان ويژه عمليات ثامن‌الائمه(ع) از سوی اداره‌ كل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان خوزستان با عنوان «باب‌ الفتح» برگزار می‌شود.

بخش‌های عمومی اين جشنواره شامل اعزام به جبهه، خاطرات شيرين و شنيدنی، تشييع پيكر مطهر شهدا و شهدای گمنام، ارسال كمك‌های مردمی، لحظه‌های نبرد، شهادت همرزمان خاطرات والدين، همسران و فرزندان شهدا، زندگی در جبهه(عزاداری، ورزش، سرگرمی‌ها و ...)، خاطرات شهدا، جانبازان، آزادگان، فرماندهان، امدادگران، پرستان و پزشكان است.

خاطرات رزمندگان از عنايات حضرت امام رضا(ع) در عمليات ثامن‌الائمه(ع) و ارتباط معنوی شهدا با امام رضا(ع) بخش‌های ويژه جشنواره سومين جشنواره خاطره‌نويسی دفاع مقدس خوزستان است.

علاقه‌مندان می‌توانند آثار خود را به دبيرخانه سومين جشنواره خاطره‌نويسی دفاع مقدس خوزستان به اداره‌ كل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس خوزستان ارسال كنند.

خاطرنشان می‌شود، زمان برگزاری سومين جشنواره خاطره‌نويسی دفاع مقدس خوزستان متعاقبا اعلام خواهد شد. علاقه‌مندان می‌توانند برای كسب اطلاعات بيشتر به وبلاگ جشنواره به نشانی الكترونيكی baboalfath.blogfa.com مراجعه كنند.

آغاز ثبت نام در سامانه «راهيان نور» برای اعزام به مناطق عملياتی جنوب

ثبت نام از كاروان‌های راهيان نور، بازديد‌كننده از مناطق عملياتی جنوب از طريق سامانه‌ای كه در سايت rahiyannoor.ir مستقر شده در حال انجام است.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران‌(ايكنا)، مؤسسه طلايه‌داران نور آفاق، ثبت نام از كاروان‌های بازديد‌كننده مناطق عملياتی را با نزديك شدن به ماه‌های پايانی سال و روزهای بازديد زائران راهيان نور از مناطق عملياتی هشت سال دفاع مقدس، آغاز كرده است.

ثبت نام از طريق پايگاه اطلاع‌رسانی راهيان نور به نشانی اينترنتی www.rahiyannoor.ir در حال انجام است. مسئولان كاروان‌ها برای دريافت اطلاعات بيشتر از نحوه ثبت نام و برنامه‌های اجرايی سال جاری اين ستاد، می‌توانند با مراجعه به قسمت راهنمای ثبت نام، علاوه بر دريافت جزئيات برنامه‌های فرهنگی كاروان‌ها، اقدام به ثبت نام كنند.

شماره‌های تلفن دفتر روابط عمومی مؤسسه طلايه‌داران نور آفاق 4 و 2906383 - 0251 و 09122513824 آماده پاسخ‌گويی به پرسش‌های مشتاقان حضور در مناطق عملياتی جنوب كشور است.
برای دريافت راهنمای ثبت نام اينجا را كليك كنيد!

مسابقه وبلاگ نویسی جامعه زنان سپاه امام رضا(ع)

با استعانت از درگاه خداوند متعال و به همت بسیج جامعه زنان سپاه امام رضا ( علیه السلام ) خراسان رضوی اولین دوره مسابقه وبلاگ نویسی ویژه شهدای زن استان خراسان رضوی برگزار میگردد . علاقه مندان شرکت در این جشنواره میتوانند تا تاریخ 1391/10/25 با تکمیل فرم ذیل در این جشنواره شرکت نمایند . شایان ذکر است اسامی برگزیدگان این جشنواره پس از داوری و اعلام رای از سوی کمیته داوران از سوی همین پایگاه اطلاع رسانی منتشر خواهد شد . جهت کسب اطلاعـات بیشتـر میـتوانید از طریق شماره تلفن 5073050-0511 و یــا پـست الکتــرونیکی blog[at]razavi.basij.ir تماس حاصل فرمایید .

 

http://razavi.basij.ir

اطفا جهت ارزیابی استانی در قشر دانش آموزی اطلاعات ثبت نامی خود را به آدرس ذیل میل بفرمایید

ضمنا در صورت هرگونه سئوال یا نظر می توانید از طریق میل ذیل با سازمان بسیج دانش آمو.زی خراسان رضوی در ارتباط باشید

مسابقه وبلاگ‌نويسی «از قلم تا قدم» برگزار می‌شود

ثبت‌نام در مسابقه وبلاگ‌نويسی «از قلم تا قدم» ويژه بسيجيان استان مازندران تا 23 دی‌ماه ادامه دارد.

  مسابقه وبلاگ‌نويسی «از قلم تا قدم» ويژه بسيجيان استان مازندران در راستای ترغيب دانشجويان به حضور در فضای مجازی و نيز ارتقای سطح كمی و كيفی حضور آن‌ها در فضای مجازی و جنگ نرم از 25 آذرماه آغاز و تا 23 دی‌ماه ادامه خواهد داشت.


اين مسابقه در دو بخش عمومی و ويژه برگزار می‌شود و در بخش ويژه سعی شده‌ است كه وبلاگ‌هايی كه حول محور شعار سال ۹۱ كار كرده‌اند و موضوعاتی در راستای جهاد سازندگی را بيان نموده‌اند، دسته‌بندی و داوری شوند.

موضوعات بخش عمومی جشنواره شامل دفاع مقدس و نشر ارزش‌های انقلاب اسلامی، 22 بهمن و ايام‌الله دهه فجر، حجاب و عفاف، جنگ نرم، بصيرت و موضوع آزاد است. همچنين اقتصاد مقاومتی و جهاد سازندگی و توليد ملی، حمايت از كار و سرمايه ايرانی از موضوعات بخش ويژه جشنواره به شمار می‌رود.

علاقه‌مندان می‌توانند فرم ثبت نام شركت در مسابقه را از وبلاگ جشنواره به نشانی www.afsaranedaneshjo.blogfa.com دانلود كنند و آن را برای جشنواره ارسال كنند.

برای مشاهده اينجا را كليك كنيد!

50 اثر به همايش زيبايی‌شناسی فرهنگ ايثار و شهادت ارسال شد

رئيس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دورود از ارسال بيش از 50 اثر به دبيرخانه دومين همايش زيبايی‌شناسی فرهنگ ايثار و شهادت در عاشورای حسينی خبر داد.

حجت‌الاسلام علی اركبان، رئيس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی دورود در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه لرستان، از برگزاری دومين همايش زيبايی‌شناسی فرهنگ ايثار و شهادت‌ چهارشنبه، 13 دی‌ماه جاری در شهرستان دورود خبر داد و گفت: با فراخوان اين همايش تعداد 50 اثر به دبيرخانه همايش زيبايی‌شناسی فرهنگ ايثار و شهادت ارسال شده است.

وی با اشاره به اينكه اين همايش سيزدهم دی‌ماه امسال به ميزبانی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دورود در كانون فرهنگی ـ هنری امام علی(ع) اين شهرستان برگزار می‌شود، تصريح كرد: اين تعداد اثر از آثار هنرمندان، محققان و پژوهشگران سراسر استان لرستان به دبيرخانه همايش ارسال شده است.

انتشار خاطرات اولين و آخرين وزير سپاه


  خاطرات محسن رفيقدوست، اولين و آخرين وزير سپاه پاسداران جمهوری اسلامی از سوی انتشارات مهر منتشر می‌شود.

محسن رفيقدوست، اولين و آخرين وزير سپاه پاسداران

به نقل از روابط عمومی انتشارات سوره مهر، هدايت‌الله بهبودی درباره كتاب خاطرات «برای تاريخ می‌گويم» كه روايتگر خاطرات محسن رفيقدوست است، گفت: رفيقدوست در قلب حوادث انقلاب و جنگ قرار داشته است. وی به عنوان وزير سپاه نقش مهمی در تداركات جبهه به عهده داشت و خاطرات فراوان و زيبايی دارند كه بر جذابيت اين اثر افزوده است.

وی با بيان اينكه اين كتاب در حال حاضر مراحل آماده‌سازی در انتشارات سوره مهر را می‌گذارند، افزود: از مدتی پيش به اين نتيجه رسيده‌ايم كه ثبت و ضبط خاطرات دهه اول انقلاب مغفول مانده است و می‌بايست برای اين برهه زمانی اقدامی صورت می‌داديم. گذشت 34 سال از پيروزی انقلاب اسلامی، ضرورت توجه به حوادث سال‌های آغازين انقلاب را افزايش داد.

بهبودی ادامه داد: 10 سال اول انقلاب كه جنگ تحميلی در آن واقع شده، جزء سال‌های پُر افت و خيز و پُر حادثه تاريخ اخير است.

وی در ادامه اظهار كرد: در ابتدا قصدمان اين است كه با دو كار روند نگارش خاطرات اين دوران را شروع كنيم. اولين اثر خاطرات محسن رفيقدوست است. كتاب ديگر هم خاطرات جواد منصوری است كه تحويل انتشارات سوره مهر شده است. اين دو كتاب برای بازنمايی حوادث و رخدادهای 10 سال اول انقلاب از زبان دو نفر از شخصيت‌های حاضر و ناظر آن رويدادها در قالب خاطرات منتشر خواهند شد.

بهبودی در ادامه درباره ويژگی كتاب «برای تاريخ می‌گويم» گفت: كتاب خاطرات محسن رفيقدوست از چند جهت اهميت دارد. اول، حوصله‌ای كه تدوينگر اين كتاب، سعيد علاميان به خرج داده. رفيقدوست با اينكه مسئوليت اجرايی ندارد، ولی سرشان شلوغ است و ثبت اين خاطرات از تدوينگر وقت طولانی گرفته است. سعيد علاميان حدود سه سال برای ثبت و ضبط خاطرات رفيقدوست وقت گذاشت.

وی ادامه داد: بعد از سه سال اين كار به دفتر ارائه و تأييد شد، ولی از علاميان خواستيم كه خاطرات 10، دوازده روز قبل از پيروزی رفيقدوست را كه وی از مسئولان كميته استقبال از امام بود نيز ثبت و به اين كتاب اضافه كند كه اين كار نيز صورت گرفت.

مدير دفتر ادبيات انقلاب اسلامی درباره ويژگی دوم اين اثر عنوان كرد: ويژگی دوم اين كار، صراحت لجهه و رك‌گويی رفيقدوست است كه باعث جذابيت اين اثر شده است. ويژگی سوم اين خاطرات هم اين است كه رفيقدوست در قلب حوادث انقلاب و جنگ قرار داشته.

بهبودی در پايان درباره اينكه چقدر امكان اين هست كه با كارهای دفتر ادبيات و هنر مقاومت همپوشانی پيدا كند، اظهار كرد: ما قرار نيست وارد نگارش خاطرات جنگ شويم. چرا كه اين كار توسط دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنری صورت می‌گيرد. در ثبت و ضبط خاطرات اين دوره تاريخی، جنگ به عنوان يكی از حوادث آن دوران در كنار مسائل ديگری كه در كشور رخ داده، قرار می‌گيرد.

9دی

گفتگو با خانم یامامورا مادر شهید ژاپنی

«کونیکو یامامورا» استاد دانشگاه، معلم، هادی سیاسی و مادر شهید است. ایرانی ها او را به نام خانم بابایی می شناسند ولی همسر مرحومش او را «سبا»که نام یکی از سوره های قرآن است صدا می زد. متولد شهر«آشیا»ی کشور ژاپن (غرب توکیو) است. در سن ۲۱ سالگی با آقای «اسداله بابایی» که آن زمان تاجر منسوجات و ظروف بود، ازدواج می کند و ثمره این ازدواج دو پسر و یک دختر به نام های سلمان، بلقیس و محمد می باشد. ۵۲ سال پیش که پسرش سلمان ۱۰ ماهه بود به ایران می آید و از آن زمان تاکنون در تهران زندگی می کند و اکنون به مسلمان بودن، شیعه بودن، ایرانی بودن و مادرشهید بودن خود افتخار می کند. پایگاه بصیرت گفت وگویی خواندنی با این مادر شهید ژاپنی ۷۳ ساله انجام داده است .گفت وگو را در ادامه می خوانید:




¤ خانم بابایی به عنوان اولین سوال بفرمایید که چگونه با اسلام آشنا شدید؟

آن زمان کتابی در ژاپن درباره اسلام وجود نداشت. فقط من می دانستم که مسلمانان نباید شراب و گوشت خوک بخورند. من از طریق شوهرم با دین مبین اسلام آشنا شدم. ایشان کم کم با اعمالش مرا با مذهب شیعه آشنا کرد. مثلاً در ژاپن که بودیم هنگامی که شروع به نماز خواندن می کرد، از این کارش همه تعجب می کردند فکر می کردند که او یک کار غیرعادی انجام می دهد. ایشان همیشه پارچه ای همراه داشت و هر جا که وقت نماز می شد آن را می انداخت و نمازش را می خواند و برای من هم راجع به این رفتارها توضیح می داد که خدا وجود دارد و معنی نماز را به من یاد می داد. اوایل که نماز می خواندیم من نمی توانستم تلفظ عربی کلمات را ادا کنم، همسرم می گفت همین که پشت سر من بایستی و هر حرکتی که من انجام می دهم را انجام بدهی، کافی است و من به این صورت نماز می خواندم و کم کم یاد گرفتم که چگونه باید خدا را عبادت کرد. ایشان درباره شیعه و سنی صحبت نکرد تا سال ها بعد که من به ایران آمدم و با شرکت در جلسات و کارها و صحبت هایی که در جامعه انجام می شد با دین اسلام بیشتر آشنا شدم. ولی جالب اینجا بود من زمانی که بچه بودم و مدرسه می رفتم یک لغتنامه ژاپنی داشتم که اولین بار در آن دیدم که نوشته بود واقعه کربلا، من متوجه نشدم که منظور چه بود، فقط معنی آن را دیدم که نوشته شده بود در سرزمین عراق جایی به نام کربلاست که در آنجا یک جنایتی انجام شده که خیلی واقعه تلخی بود. بیشتر از این توضیح نداشت و نمی دانستم که این اسلام است. من این را فراموش کردم، تا اینکه چندین سال بعد وقتی که به ایران آمدم ماه محرم که شد دسته های عزاداری را دیدم که به خیابان ها می آمدند. برایم خیلی جالب بود و تعجب می کردم چه چیزی باعث شده که این جمعیت زیاد با هم به خیابان ها می آیند و با هم حرکت می کنند و باهم می خوانند. آن زمان هنوز امام حسین(ع) را نمی شناختم. بعد که به مدرسه پسرم رفتم، در کلاس هایی که برای مادرها هر پنجشنبه برگزار می شد، به ما کتاب هایی دادند که یکی از این کتاب ها درباره امام حسین(ع) بود که بعد از مطالعه فهمیدم امام حسین(ع) کیست.


¤آیا خاطره ای از زمان انقلاب ۵۷ مردم ایران دارید؟

بله آن زمان آقای بابایی در بازار تهران حجره ای داشت. در سال ۱۳۵۷ منزل ما خیابان پیروزی بود. پسرهایم سلمان و محمد دبستان عربی درس می خواندند. در منزل مان هیئت مذهبی برگزار می کردیم. آقایان «شجونی»، «امامی کاشانی» و «لاهوتی» برای سخنرانی به هیئت ما تشریف می آوردند. ساواکی ها که متوجه برنامه های هیئت ما شدند، به ما خیلی گیر می دادند و ما مجبور شدیم، دوباره منزل مان را عوض کنیم. منزل مان را به خیابان پنجم نیروی هوایی نزدیک مسجد انصارالحسین منتقل کردیم. قبل از پیروزی انقلاب در راه پیمایی های زیادی شرکت می کردیم و چون شرایط خیلی خطرناک بود در کف دست مان آدرس منزل مان را می نوشتیم و به راه پیمایی می رفتیم که اگر زخمی شدیم ما را به منزل ببرند.

روز ۲۱ و۲۲ بهمن۵۷ سراسر خیابان پنجم نیروی هوایی محل استقرار نیروهای ارتش و تانک های شان بود. ساعت ۹ شب که می شد، تهران خاموش می شد و ما به پشت بام می رفتیم و شعار می دادیم. در همسایگی ما یک ساواکی زندگی می کرد و گزارش داده بود که خانواده ما علیه رژیم شاه شعار می دهد. یک روز صبح زنگ خانه به صدا درآمد، باز کردم، سربازها به خانه ما ریختند و همین طور با کفش داخل آمدند و همه منزل ما را زیر و رو کردند. به دنبال اعلامیه امام بودند ما همیشه اعلامیه های امام را در اتاقی که در پشت بام داشتیم می بردیم، اما در کتابخانه قرآن و تفسیر زیاد داشتیم. آنها به ما گفتند که شما چرا اینقدر قرآن دارید. من گفتم شما چرا اینقدر مردم بی گناه را تیر می زنید و…


¤ خانم بابایی اکنون با این سن و سال مشغول چه نوع فعالیت های اجتماعی هستید؟

بعد از پیروزی انقلاب مدتی در وزارت امور خارجه و مدتی هم معلم مدرسه بودم. الان بیشتر وقتم را صرف جانبازان شیمیایی می کنم. من عضو انجمن حمایت از جانبازان شیمیایی هستم و با انجمن هیروشیما که انجمن حمایت از مجروحان بمب اتم است، رابطه ای در زمینه پزشکی و فرهنگی برقرار کرده ام و الان هشت سال است که فعالانه در این زمینه با انجمن حمایت از جانبازان شیمیایی همکاری دارم. همچنین با دانشگاه بین المللی «جامعه المصطفی» قم که طلاب خارجی در آنجا تحصیل می کنند، همکاری دارم. در آنجا رساله های مختلفی را ترجمه می کنم. دانشگاه مجازی جامعه المصطفی یک برنامه ای به نام «نورالاحکام» دارد که توضیح المسائل تصویری است و من برای استفاده طلاب خارجی احکام را به زبان ژاپنی ترجمه می کنم. با دفتر تلویزیونی ژاپن در ایران در تولید مستند، فیلم، گفت وگو، ترجمه و… نیز همکاری دارم.



¤با توجه به اینکه عضو انجمن حمایت از جانبازان شیمیایی هم هستید، در این باره هم توضیح دهید.

در ژاپن بمب اتمی که در هیروشیما منفجر شد، یک ساعت بعد همه متوجه شدند و کمک های مردمی زیادی به آنجا رسید. همه می دانند که به کارگیری سلاح اتمی کاری غیر انسانی است و سازمان ملل هم استفاده از سلاح های اتمی را ممنوع کرده است، اما چطور شده که در جنگ ایران و عراق، دشمن بسیاری از این نوع سلاح های ممنوعه را استفاده کرد و خیلی از نیروهای نظامی و غیرنظامی ایران دچار مصدومیت شیمیایی شدند. این سلاح های شیمیایی خیلی بدتر از نوع اتمی است و کسی که شیمیایی بشود حتی نفس کشیدن هم برایش سخت است. باید تشکل های مختلف مردمی بسیج شوند و تولیدکنندگان سلاح های شیمیایی را به دادگاه های بین المللی معرفی کنند. من برای رساندن صدای این جانبازان شیمیایی به گوش دنیا هر کاری که از دستم بر بیاید انجام می دهم. اعضای انجمن شیمیایی ژاپن هر ساله در سالگرد بمباران هیروشیما به ایران می آیند و از مناطق شیمیایی شده ایران بازدید می کنند و من هم هر ساله در روز بمباران اتمی هیروشیما تعدادی از افراد را به هیروشیما می برم و در آن جا جنایت آمریکایی ها را برای آنها تشریح می کنم و از طرفی بین پزشکان متخصص شیمیایی در ایران و دانشگاه هیروشیما ارتباط مطالعاتی برقرار شده و هر دو طرف باهم در این رابطه تبادل نظر می کنند.


¤شما با سن و سالی که دارید، هم در ژاپن زندگی کرده اید و هم در ایران، در ژاپن جنگ جهانی دوم رخ داد و در ایران شاهد جنگ تحمیلی هشت ساله بودید، چه تحلیل و برداشتی از این دوجنگ دارید؟

در کل جنگ حادثه خوبی نیست، اما در مورد ایران مسئله دفاع بوده است، نه جنگ. در حالی که جنگ جهانی دوم برای توسعه طلبی و قدرت طلبی اتفاق افتاد. ژاپن یک جزیره کوچکی است که دورتا دور آن را آب فراگرفته است و از لحاظ موقعیت جغرافیایی حدوداً یک پنجم ایران است، ژاپن برای گسترش کشورش جنگ کرد. البته تا مدتی پیشرفت زیادی داشت، اما به خاطر از دست دادن نیرو و کمبود سلاح کم کم تضعیف شد، به طوری که اواخر جنگ باید خلبانان با هواپیما خود را به کشتی های آمریکایی می زدند و غیر از آن راهی برای از بین بردن کشتی ها نداشتند و به نوعی خودکشی می کردند. زیرا از خودشان اختیاری نداشتند و این یک دستور بود که باید اجباراً انجام می شد. از طرف دیگر خانم ها و دخترها را برای کار در کارخانه اسلحه سازی و تولید لباس می بردند. منتها اواخر جنگ که آمریکایی ها به جنوبی ترین نقطه منطقه یعنی «اوکیناوا»ی ژاپن وارد شدند، آنجا دختران زیادی حضور داشتند، ارتش ژاپن می خواست که آنها به دست آمریکایی ها نیفتند، اما آنها را نجات یا فراری ندادند، بلکه آنها را در غاری جمع کردند و دستور دادند که با نارنجک خودکشی کنند و اکنون در آنجا یادمانی به نام «هیمه یورینوتو» بر پا شده است. ژاپنی ها این طور حقوق بشر را نادیده می گرفتند و خودکشی را تحمیل می کردند که این وقایع اصلاً با جنگ ایران قابل قیاس نیست. جنگ جهانی دوم شش سال بود و جنگ ایران هشت سال. در ایران وقتی جنگ شد جنگی تحمیلی بود و ایرانی ها مجبور به دفاع بودند تا آرمان ها و ارزش های انقلاب از بین نرود. بچه های ایران خودشان داوطلبانه به جنگ می رفتند نه به خاطر خاک و کشورگشایی، بلکه به خاطر حفظ ارزش های دین شان. در ایران همین استقلال و آزادی خیلی ارزش دارد که در ژاپن از لحاظ سیاسی، فرهنگی و نظامی چنین آزادی نیست و خودشان نمی توانند تصمیم بگیرند و مستقل هم نیستند. ایران هر حرف حقی را بیان می کند و از هیچ دولتی هراسی ندارد ولی ژاپن چون تحت سلطه کشور دیگر بود نمی توانست هیچ انتقادی را بیان کند.


¤ خانم بابایی کمی از ویژگی ها و خصلت های اخلاقی فرزند شهیدتان محمد بگویید؟

http://basirat.ir/newsimage/2351163.JPG

هر دو پسرم سلمان و محمد روزها مدرسه و شب ها در مسجد انصارالحسین عضو بسیج بودند. چند روز پیش، مسئول بسیج این مسجد درباره شهید محمد می گفت: «محمد که گشت می داد یک دستش اسلحه بود و در دست دیگرش کتاب و درس می خواند، برای اینکه در کنکور شرکت کند. فرمانده اش به او گفته بود، شما نباید کتاب در دست داشته باشی باید همه حواست به اسلحه باشد، محمد هم در جواب گفته بود که امام فرمودند یک دست تان قرآن باشد و دست دیگر هم اسلحه.» بچه خیلی شوخی بود و همه تعریفش را می کردند. محمد چهار سال از برادرش کوچک تر بود. آن زمان قبل از اینکه کنکور شروع بشود، به جبهه رفت و در عملیات «مسلم بن عقیل» شرکت کرد و بعد آمد در کنکور همان سال شرکت کرد و دوباره به جبهه برگشت. همیشه می گفت امام فرمودند: هم سنگر مسجد را حفظ کنید، هم جبهه را خالی نگذارید. بعد از شهادتش بود که اعلام کردند، دانشگاه علم و صنعت تهران در رشته مهندسی قبول شده است. از خصوصیاتش این بود که خیلی سادگی را دوست داشت و در زندگی ساده زیست بود و در پوشش و لباس، همیشه لباس های ساده را انتخاب می کرد.

پسرم همیشه حرف شهادت را می زد. آن زمان حال دیگری داشتم و احساس می کردم که شهید بشود. دوستش درب منزل مان آمده بود به بهانه دادن کتابی به من ولی من از بغضی که کرده بود فهمیدم که می خواهد چیزی بگوید، اما خودش نتوانست و رفت. همان شب از طرف مسجد خبر شهادتش را به ما دادند.یک هفته بعد از شهادتش، وقتی وسایلش را گرفتم، آن موقع نتوانستم خودم را نگه دارم، فقط احساس کردم درون بدنم قلبم در حال انفجار است. گریه نمی کردم، فقط مرتب با دست به سینه ام می زدم. آنجا فهمیدم که فلسفه سینه زدن برای امام حسین(ع)این آرامشی است که انسان پیدا می کند.


یک بار در ماه رمضان چند سال پیش خواب دیدم که زنگ خانه ما را زدند. وقتی در را باز کردم، دیدم جمعیت زیادی پشت در هستند. پیش خودم گفتم من که برای افطار میهمانی دعوت نکردم. دیدم یک نفر که دختر کوچکی در بغل دارد، داخل آمد. من نشناختم چه کسی بود. فقط به من گفت این دختر محمد آقاست.گفتم محمد من که مجرد بود الان خودش کجاست؟ آن فرد به بالای کوهی اشاره کرد که خیلی سرسبز بود و کاخ سفیدرنگی هم پیدا بود. گفت محمد آنجاست. بعد از چند سال که قرآن می خواندم آیه ای را خواندم که پروردگار مربی ما است و ملائک را می فرستد و شما در گذشته و آینده غمگین نباشید که خداوند بهشت را وعده داده است. من واقعاً در آنجا بهشت را دیدم و این خیلی زیبا بود.گاهی که جایی برای صحبت می روم بعضی از دخترها به من می گویند که شما که بهشت و جهنم را ندیده اید، چطور ایمان آورده اید و قبول کرده اید؟ من گفتم که بهشت را دیده و یقین حاصل کرده ام وقتی شما خدا را قبول ندارید کافرید و گرنه حتماً نباید خدا را دید، بلکه باید با توجه به نشانه هایی که وجود دارد ایمان بیاورید.


¤ سخن آخر؟

برای یک مادر، از دست دادن فرزند واقعاً دردآور است، اما اگر بیشتر فکر کنیم و عمیق شویم، خدا بچه ها را به ما امانت داده است. وقتی خوب تربیت شوند و بگوییم خدایا هر وقت که می خواهی اینها را از ما بگیر، دیگر نباید اعتراض کنیم. همه نعمت هایی که خدا به ما عطا کرده، امانت است و ما نباید به آنها دلبستگی داشته باشیم. اگر فرزندمان را در راه خدا و شهادت بدهیم اصلاً ناراحتی ندارد.