سخن رانی فرمانده احمد متوسلیان در جلسه جمع بندی دستاوردهای عملیات بیت المقدس
مطالب ذیل سخن رانی فرمانده احمد متوسلیان پس از آزاد سازی خرم شهر است
که در جلسه جمع بندی دستاوردهای عملیات بیت المقدس در محل قرار گاه
تاکتیکی تیپ ۲۷ محمد رسول الله(ص) در دارخوین به تاریخ هفتم خرداد ۱۳۶۱ ایراد
شده.
ا
سخن رانی حاج احمد متوسلیان فرماندۀ پیروز تیپ27 محمد رسول الله(ص)
ـ لشکر فعلی ـ در جلسۀ جمع بندی دستاوردهای عملیات بیت المقدس در
قرارگاه تاکتیکی تیپ 27 در دارخوین، هفتم خرداد 1361
« ... در مورد عملیات اخیر گفتنی زیاد است؛ لیکن در یک تحلیل فشرده باید گفت که
از لحظه ی سقوط رژیم طاغوت تا به امروز، به تعبیر تمام خبرگزاری های عمده،
سابقه نداشت که چنین ضربه ی سیاسی مهلکی به منافع آمریکا وارد شود. فتح
خرمشهر باعث شد توازن نظامی یی که آمریکا در منطقه برقرار کرده بود، به شدت به
ضرر غرب بر هم بخورد. وزیر امور خارجه آمریکا رسماً در شورای امور خاورمیانه ی
وزارت خارجه شان می گوید: پیروزی های اخیر ایران در جنگ با عراق، برای آمریکا
نگران کننده است و منافع غرب خصوصاً آمریکا را در منطقه به خطر انداخته است. این
حرف کمی نیست که آدمی مثل الکساندر هیگ ـ وزیر خارجه حکومت ریگان ـ بگوید
که پیروزی ایران منافع غرب را در منطقه به خطر انداخته! یکی از روزنامه های معتبر
غربی، در تجزی و تحلیل فتح خرمشهر، می نویسد: «اکنون ایران یکی از بزرگترین
کشورهای حاکم بر مقدرات منطقۀ خلیج فارس و دومین قدرت برتر خاورمیانه است.»
برادرها این اعترافِ کم ارزشی نیست. البته همه ی این ها اثرات مادی قضیه فتح
خرمشهر است و شما باید این را در نظر بگیرید که اثرات مادی این فتح بزرگ در مقابل
اثرات معنوی آن، پشیزی ارزش ندارد؛ دستاوردهای معنوی ارزشمندی از قبیل: تثبیت
اقتدار حاکمیت اسلامی در این مملکت و تاثیرپذیری تمامی نهضت های آزادی بخش،
خصوصاً جنبش های نوپای اسلامی از این پیروزی الهی ملت ایران. باید بدانیم که
هرگز به مخیّله ی احدی خطور نمی کرد که این دژ مستحکمی که عراق در جبهه ی
خرمشهر درست کرده بود، به سهولت سقوط کند و این، جز کار خدا معلول هیچ چیز
دیگری نیست. برادرها، ما و شما غرّه نشویم به این که ما بودیم که رفتیم، ما بودیم
که زدیم، ما بودیم که جلوی عراق ایستادیم، ما بودیم که پاتک های وحشتناک او را در
شلمچه دفع کردیم و ما بودیم که شهید و مجروح دادیم. من و شما کوچک ترین
نقشی در این ماجرا نداشتیم. هدایت کل عملیات، فقط به عهده ی خدا بود و این که
دیدید نزدیک به بیست هزار سرباز عراقی به آن صورت گلّه وار تسلیم می شدند، فقط
ناشی از هدایت الهی این واقعه بود و بس. مطابق اخباری که از تهران و سایر شهرها
و روستاها دریافت کرده ایم، بعد از پیروزی بیست و دوم بهمن 1357 این بزرگ ترین
جشنی بوده که مردم ما در سرتاسر مملکت گرفته اند. به محض شنیدن خبر آزادی
خرم شهر از رادیو، مردم ریختند تو خیابان ها و جشن گرفتند. حتی در بعضی مناطق
مرفه نشین شمال تهران، مردم به خیابان ها ریختند و به شکرانۀ این فتح، شیرینی
پزی ها شیرینی هایشان را حراج کردند. میوه فروش ها میوه هایشان را حراج کردند.
کسبه دکان هایشان را باز کرده، اجناسشان را بین مردم تقسیم کردند.
برادرها، کار خیلی بزرگی انجام شده. عظمت این کار را خودمان را درک نمی کنیم؛
ولی بعدها تاریخ، عظمت این کار را بیان می کند. چقدر این مردم چشم انتظاری
کشیدند، چقدر خون دادند، جوان دادند، صبر کردند، از همه چیزشان گذشتند! از کجا
بگویم؟! ما در مرحله دوم این عملیات، تو جبهه ی شلمچه، درست در اوج درگیری
برای دفع پاتک های سیصد تانک(!) دشمن بودیم که دیدیم مردم با ماشین های
شخصی آمده اند و برای بستنی آورده اند. خدا گواه است آدم احساس شرم می
کند. ملت برای بچه های توی خط بستنی آورده بودند! بینده خدایی را دیدم آمده توی
جبهه ی شلمچه، پای دژ مرزی، نار ماشینش ایستاده و در حالی که باران خمپاره و
توپ روی سرمان می ریخت، او به همان سبک میوه فروش های قدیمی در میدان بار
تهران می گفت: حراجه! هندوانه آورده ام برادرها، بیایید بردارید، نوش جان کنید. این
صحنه را در کنار خط مرزی شلمچه با چشم های خودم دیدم.
از همه ی این ها مهم تر، خبر رسیده وقتی به امام خبر آزادی خرمشهر را داده اند،
ایشان لبخند زده اند. صِرفِ همین لبخند امام، برای ما بزرگترین تسلیّ قلب محسوب
می شود. ما ـ البته شما بهتر می دانید که ما به آن صورت من و مایی نداریم ـ آن قدر
سعادت داشتیم که قلب امام را شاد کنیم، قلب ملت را شاد کنیم. شاد کردن این
ملت، برادرها، بزرگترین نعمتی است که خداوند در زمان بودن ما، به ما عطا کرده. این
بزرگترین اجری است که خدا به ما داد. کمتر آدم هایی پیدا می شوند که اجر
اعمالشان را در حیات دنیوی شان از خدا گرفته باشند.خیلی از انبیا در زندگیشان
زجر کشیدند. خیلی از اولیا زجر کشیدند و متحمل مشقت شدند و از همه چیزشان
مایه گذاشتند و بالاخره مقدر بود اجرشان را در سرای آخرت دریافت کنند. شما
کسانی هستید که دل این مردم را شاد کردید و بدین ترتیب در حیات دنیوی اجرتان را
از خدا گرفتید. این اجر دنیوی که فعلاً برای هفت پشت ما بس است و إنشاء الله که
خداوند توفیق دریافت اجر باقی در سرای آخرت را هم، به ماو شما عطا فرماید.
صلوات ختم کنید.
برگرفته از کتاب همپای صاعقه، صفحات ۷۵۲ - ۷۵۴
مقام معظم رهبري: